FADE TO BLACK

Metallica - Fade To Black
رنگ باختن به سوي سياهي
رنگ باختن به سوي سياهي
( مردن تدرجي )
Life it seems will fade away
زندگي انگار کمرنگتر و کمرنگتر ميشود
Life it seems will fade away
زندگي انگار کمرنگتر و کمرنگتر ميشود
Drifting further every day
هر روز بيشتر دستخوش پيشامد ميشود
هر روز بيشتر دستخوش پيشامد ميشود
Getting lost within myself
از درون گم گشته ام و سر گردان
از درون گم گشته ام و سر گردان
Nothing matters no one else
ديگر هيچ چيز و هيچ کس اهميتي ندارد
ديگر هيچ چيز و هيچ کس اهميتي ندارد
I have lost the will to live
اراده زيستن را گم كرده ام
اراده زيستن را گم كرده ام
Simply nothing more to give
حقيقتآ چيزي براي بخشيدن ندارم
حقيقتآ چيزي براي بخشيدن ندارم
There is nothing more for me
هيچ چيز ديگري برايم باقي نمانده
هيچ چيز ديگري برايم باقي نمانده
Need the end to set me free
باشد که مرگ بگشايد بند را از دست و پاي من
Things not what they used to be
ديگر مانند گذشته ها نيستند
باشد که مرگ بگشايد بند را از دست و پاي من
Things not what they used to be
ديگر مانند گذشته ها نيستند
Missing one inside of me
در درونم احساس كمبود كسي را ميكنم
در درونم احساس كمبود كسي را ميكنم
Deathly loss this can't be real
گمگشتگي مرگبار، اين نميتواند واقعي باشد
گمگشتگي مرگبار، اين نميتواند واقعي باشد
Can't stand this hell i feel
انگار توان درک اين جهنم را ندارم
انگار توان درک اين جهنم را ندارم
Emptiness is filling me To the point of agony
رسيده ام تا سر حد درد و رنجي توان فرسا
رسيده ام تا سر حد درد و رنجي توان فرسا
Growing darkness taking dawn
تاريك شدن نيازمند پيروزي بر سپيده دم است
تاريك شدن نيازمند پيروزي بر سپيده دم است
I was me, but now he's gone
روزگاري خود بودم، اما اينك او رفته است
روزگاري خود بودم، اما اينك او رفته است
No one but me can save myself, but it's too late
هيچ کس جز خودم نميتواند ناجي ام باشد ولي ديگر دير شده
هيچ کس جز خودم نميتواند ناجي ام باشد ولي ديگر دير شده
Now I can't think, think why I should even try
ديگر توان انديشه نيست انديشيدن به اينکه چرا حتي بايد سعي مي کردم كه زنده بمانم
Yesterday seems as though it never existed
گذشته آنگونه به نظر ميرسد كه انگار اصلآ وجود نداشته
ديگر توان انديشه نيست انديشيدن به اينکه چرا حتي بايد سعي مي کردم كه زنده بمانم
Yesterday seems as though it never existed
گذشته آنگونه به نظر ميرسد كه انگار اصلآ وجود نداشته
Death greets me warm, now I will just say goodbye
مرگ به گرمي به استقبالم مي آيد اينک تنها ميگويم بدرود
Fight Fire With Fire
آتش را با آتش خاموش كن
مرگ به گرمي به استقبالم مي آيد اينک تنها ميگويم بدرود
Fight Fire With Fire
آتش را با آتش خاموش كن
Do unto others as they have done unto you
با ديگران همان کن که با تو کردند
با ديگران همان کن که با تو کردند
But what in the hell is this world coming to?
ولي چه چيزي از جهنم وارد اين دنيا ميشود؟
Blow the universe into nothingness
کيهان را به درون هيچي بوزان
Blow the universe into nothingness
کيهان را به درون هيچي بوزان
Nuclear warfare shall lay us to rest
نبرد هسته اي مارا وا مي دارد به آراميدن
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
نبرد هسته اي مارا وا مي دارد به آراميدن
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
ending is near
پايان نزديک است ( به پايان عمرت چيزي نمانده )
پايان نزديک است ( به پايان عمرت چيزي نمانده )
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
آتش را با آتش خاموش كن
Bursting with fear
منفجر شدن با ترس
We shall die
ما خواهيم مرد
Time is like a fuse, short and burning fast
زمان چون چاشني اي است، کوتاه و تند و سوزنده
منفجر شدن با ترس
We shall die
ما خواهيم مرد
Time is like a fuse, short and burning fast
زمان چون چاشني اي است، کوتاه و تند و سوزنده
Armageddon is here, like said in the past
آرماگدون اينجاست، آنسان که پيشينيان گفته اند
آرماگدون اينجاست، آنسان که پيشينيان گفته اند
( آرماگدون در معني لغت به معناي نبرد بين خير و شر است )
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
ending is near
پايان نزديک است
پايان نزديک است
( به پايان عمرت چيزي نمانده )
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
آتش را با آتش خاموش كن
Bursting with fear
منفجر شدن با ترس
Soon to fill our lungs the hot winds of death
پر ميشود ريه هايمان به زودي با بادههاي سوزان مرگ
منفجر شدن با ترس
Soon to fill our lungs the hot winds of death
پر ميشود ريه هايمان به زودي با بادههاي سوزان مرگ
The gods are laughing so take your last breath
ايزدان خنده کنانند، پس بکش نفس آخرت را
ايزدان خنده کنانند، پس بکش نفس آخرت را
( آخرين تلاشت را بكن كه داري ميميري )
اFight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
اFight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
ending is near
پايان نزديک است
پايان نزديک است
( به پايان عمرت چيزي نمانده )
Fight fire with fire
آتش را با آتش خاموش كن
آتش را با آتش خاموش كن
Bursting with fear
منفجر شدن با ترس
منفجر شدن با ترس


